|
اقلیتهای
مذهبی، فعالان حقوق بشر و جنبشهای
کارگری، دانشجویی و مدنی در ایران
با اقدامات گسترده خشونتبار و
تهدیدات روزافزون دستگاه امنیتی
جمهوری اسلامی مواجه هستند.
دستگیری خودسرانه و بازداشت
فراقانونی شش عضو رهبری بهائیان
به اتهام واهی اقدام علیه مصالح
ملی ایران و نظام حاکم که در
یورشی ناجوانمردانه در اوایل
بامداد چهارشنبه 2008/05/14 به
خانههایشان انجام شد و همگی آنان
به زندان اوین برده شدند، هیچگونه
وجاهت قانونی ندارد. شکنجه و
اعدام مولویها و مراجع اهل سنت
بلوچ توهین به اقلیتهای مذهبی
است. اساسأ دستگیری و رنجش مردم
بخاطر باورهای مذهبی و اعتقادات
سیاسیشان در راستای موازین حقوق
بشری نیست.
زنان، کارگران، دانشجویان،
دانشگاهیان، و فعالان حقوق بشر با
صدور احکام حبس و شلاق و
جریمههای سنگین به اتهامات واهی
اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه
امنیت ملی مواجه هستند. آموزگار
کورد به اعدام محکوم میشود،
جوانان ملیتهای عرب، ترک، بلوچ،
لور و بختیاری، ترکمن، کورد و
دیگران به عناوین مختلف تحقیر،
تحدید و تعزیر میشوند.
به باور ما بازداشتهای پیش از
اتهام و تداوم آن با عدم روند
بازجوییهای منصفانه و مراحل
قانونی شفاف خود موجب ترویج خشونت
و بزهکاری میشود. برخورد
فراقانونی قوهء قضائیه با فعالین
اجتماعی و تلاشگران برای رسیدن به
برابری حقوقی زنان و مردان نادرست
است. تبعیض علیه زنان در قانون و
عمل تثبیت شده است. کمپین جمع
آوری یک میلیون امضاء برای رفع
هرگونه تبیعیض جنسیتی، حرکتی است
که بایستی مورد توجه آحاد مردم
ایران قرار بگیرد و پیوستن زنان و
مردان به آن خود یک نافرمانی مدنی
علیه ستم مضاعف جنسیتی، و اصولأ
علیه خواستههای فراقانونی و غیر
دمکراتیک مسئولین دولتی است.
انواع شکنجهها و سایر
بدرفتاریها در زندانها و
بازداشتگاههای ایران بسیار گسترده
است. سرکوب مخالفان،
روزنامهنگاران، نویسندگان،
دانشمندان، وبلاگنویسان و فعالان
حقوق زنان و اجتماعی، تعطیلی
روزنامهها و نشریهها و
سازمانهای غیر دولتی، محدودیتهای
شدید برای دسترسی به اینترنت، و
آزار و اذیت اقلیتهای مذهبی و
ملیتهای ساکن ایران همه و همه خود
نقض وسیع حقوق بشر است.
متأسفانه ارزشهای جمهوری اسلامی
ایران با ضوابط جهان امروز یعنی
برابری زن و مرد، قانونمندی،
عدالت و حقوق بشر منطبق نمیباشد.
اعتراضات غیر خشونت آمیز فعالان
حقوق بشر و فعالین حقوق ملیتهای
ساکن ایران بیرحمانه و بی حد و
حصر سرکوب میشوند.
ایران یکی از معدود کشورهایی است
که در تنظیم اعلامیه جهانی حقوق
بشر، در شصت سال پیش، مشارکت فعال
داشته است، لذا حاکمین ایران
بایستی به این اعلامیه و توافقی
که بر سر آن انجام گرفته احترام
بگذارد. آزادی بیان، ادیان و
مذاهب یکی از اصول این اعلامیه
است و بهمین خاطر حق و حقوق
پیروان دین بهایی و دیگر ادیان
غیر دولتی در ایران باید بطور
کامل رعایت شوند و بهاییها باید
بتوانند، بدون ترس و واهمه از
تعقیب و سرکوب، بطور شفاف دین خود
را دنبال کنند. این حق اولیهء هر
انسانی است.
مجازاتهای غیر انسانی و
تحقیرکننده از مجازات شلاق و
زندان گرفته تا سنگسار، حلقآویز
کردن، قطع عضو و پرتاب از بلندی،
مطابق اصول و ضوابط اخلاقی یک
جامعهء مدرن که در آن احترام به
کرامت انسانی در درجهء اول اهمیت
است را خدشهدار مینماید. قباحت
چنین اعمالی بیش از پیش کاملأ
روشن است و ضد ارزشهای جهانی
انسانیت، مدنیت و مدرنیت است.
تظاهرات مسالمتآمیز ملیتهای
ایران، به مناسبت روز جهانی زبان
مادری مورد تعرض قرار میگیرد و
فعالین آن دستگیر میشوند. این
تظاهرکنندگان فقط خواهان آن بودند
که زبان مادریشان در مدارس و سایر
نهادهای آموزشی در مناطق خودشان
بکار گرفته شود.
ما معتقدیم که گناهکار و بیگناه
هر دو صاحب حق و حقوق بشر هستند،
هر کسی حق برخورداری از محاکمه
منصفانه را دارد و اگر از این حق
محروم شود، عدالت بشدت پایمال شده
است.
کنگرهء ملیتهای ایران فدرال، ضمن
ابراز مراتب همدردی خود به جامعهء
بهائیان ایران، زنان، کارگران،
دانشجویان، دانشگاهیان و فعالان
حقوق بشر، حرکت جمهوری اسلامی
مبنی بر نقض تعهدات بینالمللی در
راستای احترام به آزادی مذاهب و
میثاقهای حقوق بشری را شرمگنانه
دانسته، و از آنان میخواهد که
به آزار و اذیت بهائیان، اقلیتهای
مذهبی و ملیتی، و کلیهء آحاد مردم
ایران بلادرنگ پایان بدهد.
کنگره ملیتهای ایران فدرال
خرداد ماه سال 1387
|