|
دانشجو با توجه به خصلت پرسشگر و
به عنوان وجدان بیدار جامعه
همواره توانسته است ضمن آگاهی
بخشی به توده ی جامعه، نقش پیشرو
خویش را در تغییرات اجتماعی ایفا
کند. دانشگاه علی رغم تلاش
حکومتگران در تقویت بعد
بوروکراتیک آن، همواره به عنوان
نهادی دموکراتیک و آزادیخواه، خود
را بر حکومتگران مستبد تحمیل
نموده و موجبات هراس و نگرانی
آنها را در تداوم استبدادشان
فراهم میکند، حکومتگرانی که
مشروعیت خود را نه از جانب ملت،
که از طریق زور و تزویر و فریب
کسب مینمایند. به همین دلیل، همت
خویش را در تضعیف پایه های
آزادیخواهی ملت و ترویج ابزارهای
فریب و نیرنگ میگمارند. حکومت
جمهوری اسلامی ایران مصداق بارزی
از حکومتهای غیر دموکراتیک و
استبدادی است که مشروعیت خود را
نه از صندوقهای رأی ملت، بلکه از
ایدئولوژی مذهبی و عناصر ماوراء
الطبیعه (که مدعی ارتباط با
آنهاست!) دریافت میدارد و با
قرائت های ویژه از دین، حداکثر
سودجویی را دنبال کرده و در راه
استمرار سلطه شان بکار میگیرند.
همچنین با تحریک و سوء استفاده از
احساسات و اعتقادات مذهبی مردم،
بخشی هرچند اندک از جامعه را
همراه خود ساخته و ماشین تبلیغاتی
خود را خصوصاً در عرصه بین المللی
با تکیه بر آنها به عنوان
شهروندان خود بکار می اندازد. در
عرصه داخلی نیز، اینان را مهره
های گروههای فشار و سرکوبگر می
سازد. لذا اینگونه، بخشی از ملت
های ایران را در مقابل بخشی دیگر
قرار داده و از این راه به مقاصد
شوم خود که همانا تداوم استبداد
است، می رساند.
البته سیاست « تفرقه بیانداز و
حکومت کن » خویش را در زمینه های
دیگر نیز اعمال نموده است.
همچنانکه میدانیم ایران کشوری
کثیر المله میباشد که از ملتهای
آذری، فارس، کرد، بلوچ، عرب و
ترکمن تشکیل یافته است. در این
میان هرگاه، یکی از ملتهای ایران،
در راه کسب حقوق حقه ی خود دست به
مبارزه با مستبدین و تضییع
کنندگان حقوق خویش زده است و
احقاق حق خویش را در چارچوب
ایرانی دموکرات دنبال کرده است،
حکومتگران اگر خود توانایی سرکوب
مبارزان را نداشته، با توسل به
همان سیاست « تفرقه بیانداز و
حکومت کن » ملیتهای ایران را علیه
یکدیگر تحریک کرده و منافع شوم
خود را از این راه پیگیر بوده
است.
اگر حکومت ضد بشری جمهوری اسلامی
در سالهای دهه ی 60 و در فضای
احساسات تحریک شده ی مذهبی،
توانسته بود تا اندازه ای در
اعمال سیاست های ضد خلقی خود
پیروز گردد، اما با اطمینان
میتوان گفت اکنون که ملیت های
ایران، همه، با آگاهی از حقوق
دموکراتیک خود و تشخیص ماهیت ضد
مردمی جمهوری اسلامی (!) مبارزه
ای سخت و بنیادی را شروع کرده و
قدم در راه ایجاد فضایی دموکراتیک
گذاشته اند عرصه را بر این حکومت
تنگ کرده اند و شرایط را برای
تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی بسی
سخت نموده اند.
اکنون که ملت آذربایجان ایران،
آگاهانه و شجاعانه برای احقاق
حقوق دموکراتیک و از دست رفته شان
پا به میدان مبارزه نهاده اند تا
آینده ای شایسته انسان امروزی را
برای نسل آینده به ارمغان آورند،
بدون تردید برای آزادیخواهان
ایران جای بسی خوشحالی است و
برعکس برای مستبدان جای بسی ترس و
نگرانی.
اگر علاقه مند به یکپارچگی ایران
هستیم با عنایت به ویژگی کثیر
المله بودن ایران، بهترین و مناسب
ترین راه برای حل مسئله ملیت های
ایران و تقسیم عادلانه و
دموکراتیک قدرت سیاسی، برقراری
نظامی دموکرات و فدرال در ایران
میباشد. نظامی که، به عکس دیدگاه
بسیاری از شوونیست ها، نه تنها
باعث تجزیه ی ایران نمیشود بلکه
با تقسیم قدرت سیاسی و اقتصادی
موجب حفظ و تقویت یکپارچگی
کشورمان میگردد. سیستمی که در آن
حقوق سیاسی زبانی و فرهنگی ملیت
های ایران به رسمیت شناخته شده و
مکانیزمی برای زندگی مسالمت آمیز
و در کنار هم ایرانیان را در
اختیار میگذارد، قطعاً انگیزه
گریز از مرکز ملیت های ایران را
تضعیف نموده و تمامیت ارضی کشور
را تثبیت و محکم میگرداند. باید
دانست که تنها نیرویی که وحدت و
یکپارچگی ایران را تهدید میکند
تفکرات و سیاستهای انکارگرایانه
ای است که به هیچ وجه قائل به
حقوق و حتی وجود ملیت های دیگر در
ایران نیستند.
لازم است بار دیگر خوشحالی خود را
نسبت به حضور ملت دوست و برادر
آذربایجان در میدان مبارزه علیه
استبداد و برای کسب حقوق انسانی
شان، ابراز نموده و به همین جهت
حمایت « اتحادیه ی دانشجویان
دموکرات کردستان ایران – کمیته
دانشگاه تبریز » را از این
مبارزه برحق و انسانی اعلام
میداریم.
ابه امید تحقق آرمان هایتان در
سایه ی ایرانی آزاد، دموکرات و
فدرال
اتحادیه
ی دانشجویان دموکرات کردستان
ایران
کمیته
تبریز
21 اردیبهشت 1387
|