صفحه اول  | اخبار  | مقالات  | اسناد  | ارتباط با ما  | کردی

 

 

.:: مقالات ::.

عثمان اوجلان – دمکراسی و مبارزات پشت پرده
مصاحبه ی اختصاصی ایرج عبادی با مرد شماره ی 2 پیشین پ-ک-ک

تاریخ: 25/7/1385

این مصاحبه چند ساعته به زبان کرمانجی صورت گرفته است که بعدا" توسط دستیارعثمان اوجالان به سورانی ترجمه وبعدا"توسط خود اینجانب به فارسی ترجمه شده است. با توجه به گیر و گرفت های رفت و آمد مرزی آنرا دادم یکی از دوستان در هنگام ترجمه آن از کردی سورانی به فارسی توسط اینجانب بنویسد تا در وقت صرف جویی نماییم ( به دلایلی که افتد و دانید ) خط خود من نباشد. تا بعدا"آنرا بازنویسی و ویراستاری نمایم. بخش اول این مصاحبه در شماره ی 39 هفته نامه ی کرفتو زمان سر دبیری اینجانب به چاپ رسید که

متاسفانه بخاطر ویراستاری ناشیانه ی مدیر مسئول هفته نامه – و عدم امکان بررسی مجد د توسط اینجانب - ساختار بعضی از جملات نارسا بود که مجدا" ویراستاری گردید. اما بنا به اخطار اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان در مورد عدم درج مطالب سیاسی در آن هفته نامه و کودتای خزنده ی مدیر مسئول آن هفته نامه و یکی دو شیر پاک خورده ی همراهش علیه اینجانب قسمت دوم آن چاپ نشد که عینا" تمامی متن مصاحبه بی کم و کاست در اینجا برای اطلاع مردم شریف و آزاده و اندیشمند کردستان نقل می گردد .

 

پیش گفتار
عثمان اوجلان به عنوان جانشین و شخصیت شماره ی 2 حزب کارگران کردستان یا پ- ک-ک- و برادر عبداله اوجلان رهبر مبارز - اسیر و زندانی آن حزب در ترکیه – بعد از انشعاب از آن حزب اکنون در محافل سیاسی ترکیه و کردستان عراق مطرح است. او شخصیتی انعطاف پذیر و میانه رو دارد که دارای تمایلات سیاسی سوسیال دمکراسی ست.
و کماکان به آزادی ملت کرد در ترکیه و سایر نقاط کردستان میاندیشد و شیوه مبارزه ی مسلحانه در این شرایط علیه تر کیه را قبول ندارد. به دنبال انشعاب عثمان اوجلان شخصیت های دیگری مانند کانی یلماز که بعد ها توسط جریانی تندرو و مسلح و مخاف خود در سلیمانه ی عراق بنا به اظهارات ادار ه ی امنیت هریم کردستان عراق و درج در روزنامه های چاودیر و ئاسودر آن کشور ترورشد. طبق اظهارات آن اداره مدارک موجود را بنا به پاره ای ملاحظات تا کنون رو نکرده اند.هچنین بوتان و بیشک چی از بنیان گذران آن حزب نیز بهمراه صد ها تن از رهبران پ-ک- ک و گریلاهای همراهشان از آن حزب جدا و حزب تازه ای بنام پ – وی – د (_ حزب میهنی دمکراتیک کردستان را بنا نهادند).
عثمان اوجلان فعلا" بطور شخصی و فردی علیه رژیم ترکیه مبارزه می کند و اعتقادی به تشکیل حزب جدید ندارد و لی معتقد به دگرگونی در ساختار فعلی پ- ک- ک می باشد.
با توجه با اینکه عبداله اوجلان ( آپو ) بخشی از تاریخ مبارزات ملت کرد تلقی می گردد و عثمان اوجلا ن و دیگر شخصیت های انشعابی کردستان از آن حزب و حزب دمکراتیک خلق کردستان در تر کیه که لیلا زنا عوض آنست و سالها ست برای رسیدن به حقوق کردها مبارزه میکند و در پارلمان ترکیه نیزنماینده دارد نیز بخشی از مبارزه ی ملت کرد برای رسیدن به حقوق ملی خود تلقی می گردد . که البته این قاعده شامل تمامی احزاب سیاسی و جریان های فکری کردستان ایران - سوریه و کردستان عراق نیز می باشد که تمامی آنها هر یک به تنهایی بخشی دیگری از تاریخ مبارزات ملت کرد را بعده داشته ودارند. لذا برای گشودن باب گفت وشنود این مصاحبه به عمل آمد. البته انتقاد ها و نظریات مثبت و منفی بسیاری پیرامون زندگی و مبارزات بیست و چند ساله ی عثمان در کردستان ترکیه – ایران – عراق و سوریه مطرح است.این مصاحبه در چند ساعت صورت گرفته و هر چند نامبرده و دیگر شخصیت های انشعابی آن حزب مصاحبه های گوناگونی با روزنامه ها ورسانه های کردستان عراق داشته اند لذا درج این مصاحبه در کردستان ایران برای اولین بار صورت می گیرد. البته نقد نظریات سازنده در چار چوب مسایل فنی و اخلاقی در جواب نظریات عثمان اوجالان در این مصاحبه بدون تردید به رشد جنبش ضد دیکتاتوری ملت کرد در ترکیه و دیگر مناطق کردستان برای دستیابی به حقوق ملی خود کمک خواهد نمود. واینکه هیچ دلیلی در دست نیست و هیچ طرحی که مصاحبه کننده یا روزنامه نگاری له یا علیه یک جریان سیاسی مصاحبه می کندو بلکه قصد مبادله ی افکار- اطلاع رسانی و گشودن باب گفتگوی منطقی بررسی کمی ها و کاستی ها وا تخاذ شیوه ای درست با توجه به طرح سئوال های مورد نظر در میان مردم و اهل قلم دراین برهه از زمان است که مردم بزرگوار ما بسیار بدان نیازمند ند.

عبادی : آقای عثمان اوجلان در آغاز بیوگرافی و شمه ای از مبارزات خویش را برای خوانندگان هفته نامه ی ما ( کرفتوی آن زمان ) بازگو نمایید.
عثمان اوجلان : من اهل روستای " عماران " هستم که از توابع شهرستان " خلفتی " به معنی انتقام است - به دنیا آمدم. اوجلان یعنی " انتقامگیر" این لقب را ترکهای عثمانی به نیای ما نسبت داده اند . نیای ما در برابر ظلم و ستم ترکها ایستادگی کرده و تقاس جور وستم آنان راپس داده است.
با این علت ترکها نیا و خاندان ما را به خاندان " حسین اوج " خطاب کرده اند.یعنی "حسین انتقامگیرنده ". اورفا شهر پیغمبران است . ابراهیم خلیل را بزرگ پیامبران خوانده اند . زیرا ابراهیم در اورفا برابر جور وستم نمرود ایستاد.به همبن خاطر آنجا نیز به نام شهر ابراهیم خلیل شناخته شده است.این شهر مهد انسانیت است. با این مقدمه می توانم ادعا کنم که رهبر آپو از دامن همین فرهنگ و تاریخ بر خاسته است.
خیزش نوین خلق کرد در شمال کردستان با رهبری آپوآغاز گردید. رهبرپو واقعا" شخصیت توانمندی بود شمال کردستان ویران گشته بود و نام کرد و کردستان از صفحات تاریخ زدوده شده بود. کرد از کردیت خود می گریخت . رهبر آپو با این شخصیت با ستمگران ترک گلاویز شد و تاریخ نوین کرد را رقم زد. رهبر آپو در آنجا با اندیشه های اسلامی رشد کرد.و پس از آن به سوسیالیسم روی آورد. و حل مساله ی ملی کرد را در استقرار سیستم سوسیالیستی جستجو میکرد.من که فرزند کوچک خانواده بودم در سال 1973 وارد جنبش رهایی بخش ملی شدم. در این تاریخ رفته رفته نقش فعالی بعهده گرفتم- البته من خواهان و دوستدار تفکر سوسیالیسم نبودم. مهمترین گزینه ی من رهایی ملت کرد بود. فلسفه ی من این بود که کدام مکتب فکری آزادی ملت کرد را میسر می سازد- من طرافدار آن مکتب خواهم بود. حال اگر سوسیالیسم این مشکل را حل نماید سوسیالیست هستم. و اگر دمکراسی حلال این مساله باشد آنگاه من یک دمکرات خواهم بود. من با این اندیشه به صفوف پ- ک- ک- ( حزب کارگران کردستان) پیوستم.

عبادی : در واقع می توان گفت که شما تفکرات سوسیال دمکراسی را قبول داشتید نه مارکسیسم ارتدکسی را – نه ؟ ( شیوه ی تفکرات استالین که بنام استقرار سوسیالیسم و مارکسیسم 2 ملیون نفر را در شوروی سابق از بین برد )
عثمان اوجلان : بله ! همجنان من در برخی موارد دیگر با پ- ک- ک- اختلاف نظر داشتم . بعنوان نمونه پ- ک- ک- ضد شخصیت روانشاد ملا مصطفی بارزانی بود. در حالیکه من دوستدار این شخصیت بزرگ بودم. ملا مصطفی نماد مقاومت ملی کرد بود. پس از آن من با شخصیت جلال طالبانی آشنا شدم. در واقع آن کسی که خدمتگذار ملت کردبود من برایش ارج و احترام قایل بودم. خواست من این بود که با همه ی کوشندگان راه رهایی کردستان پیمان دوستی ببندیم. در مقابل این ایده های من پ-ک-ک- حرکتی جداگانه داشت و با گرو های دیگر کرد خصومت می ورزید. شعار من دوستی با همه ی آزادیخوان بود من در تشکیلات پ- ک-ک نمی توانستم این ایده را به اجرا در آورم. سر انجام به خاطر این طرز تفکر در سال 1993 اختلافاتمان با حزب آغاز شد. پ-ک- ک- افکار مرا قبول نداشت و در همان سال حق عضویت و مسئولیت حزب را ازمن سلب کرد. 3 ماه مرا زندانی کردند. از آن پس 3 سال فعالیت سیاسی را برای من ممنوع نمودند. مرا ناچار کردند که به شیوه ی اجباری در کوهستان ماندگار شوم. در اولین ماه سال 1995 مرا دادگاهی کردند ودر دادکاه حکم اعدام مشروط را برای من صادر نمودند. به این شرط که اگر بر افکار خود پا فشاری کنم مرا اعدام کنند. دو سال حکم اعدام من جاری و ساری بود. در سال 1997 حکم اعدام مرا لغو کردند و گفتند که عثمان اوجلان متنبه شده وپابند مقررات و آیین نامه ی حزب است.

عبادی : آیا شما واقعا" شرایط دشوار و انعطاف ناپذیر حزب را آنگونه که خود بیان می کنید پذیرفته بودید ؟ یعنی می خواهید بگویید که حزب از سانترالیسم دمکراتیک فاصله گرفته بود؟
عثمان اوجلان : البته جوهر مساله این نبود که من از آرمانهایم دست کشیده باشم نخیر ! من تنها سکوت اختیار کرده بودم و همیشه در صدد فرصتی بودم که جبر زمان و واقعیت - حزب را از خواب غفلت بیدار کند. نیک می دانستم که پا فشاری بر آن ایده و آرمان مرگ حتمی مرا به دنبال داشت. برای همین منتظر فرصت مناسب بودم. در سال 1993 به این نتجه رسیدم که نباید کرد یک شعار مطلق را بر گزیند- بعنوان مثال تنها و تنها بر شعار استقلال طلبی پا فشاری کند. ملت کرد باید برای همه گونه راه حلی آمادگی داشته باشد. از استقلال بگیر تا خود مختاری و فدرالیسم و ……. در حالیکه پ- ک-ک - تنها - تنها بر مداراستقلال کردستان می چرخد. دوم به ابن نتیجه رسیده بودم که پ- ک- ک- نباید تنها با بعضی از کشورها و نیروها رابطه داشته باشد. و با کشورها و گروهای دیگر خصومت بورزد. پ- ک- ک- شایسته است با همه ی احزاب سیاسی رابطه بر قرار کند. یعنی اینکه نباید بعضی را دشمن و بعضی را دوست بداند. در سیاست دوست و دشمن همیشگی وجود ندارد. و دوستی و دشمنی بر حسب منافع و موقعیتها ی تاکتیکی یا استراتژیکی دگرگون می شود. پ- ک- ک- یاید با همه ی نیروها رابطه داشته باشد. این رابطه باید از ایران شروع شده و به امریکا ختم گردد. در حالیکه این نیروها بر ضد یکدیگرند.اما کرد نباید به خاطر منافع بعضی از این نیروها با نیرو های مقابل دشمنی بورزد. پ- ک-ک – حق دارد برای پیشبرد اهداف ملی با همه ی طرفهای در گیر رابطه بر قرار کند. من اینگونه می اندیشم . پ-ک-ک-بشدت با این طرز فکر من بر خورد می کرد.
سوم : من به این قناعت رسیده بودم که نباید پ- ک- ک- با نیروهای همرزم کرد دشمنی کند – بویژه با نیروهای کرد جنوب کردستان. این حزب باید با اتحادیه ی میهنی کردستان و حزب دمکرات کردستان عراق طرح دوستی بریزد. زیرا جهان امروز تنها تا کنون کردهای جنوب کردستان را به رسمیت شناخته است. یعنی در دنیای معاصرجلال طالبانی و مسعود بارزانی نماینده ی رسمی کردها می باشند.و یاید با دوگروه اصلی کرد در صحنه ی بین المللی رابطه ای تنگاتنگ ایجاد کند. پ- ک-ک- با این تفکر در آویخت ور سما" مرا بعنوان نوکر puk- . pdk
خطاب می کردند. به این ترتیب مرا رنجانیدند. و با انواع شکنجه های سیسماتیک روحی با من بر خورد کردند.
چهارم : پس از سال 93 به این تتجه رسیده بودم که اوضاع دگر گون شده است. قبلا" پ-ک-ک- یک گروه اندک شمار فدایی بود – آنزمان اعضا کادر ها ی حزب از حقوق فردی و اجتماعی خود محروم بودند. و به شیوه یی فدایی پاک باخته پیکار می کردند. بدون شک این طرز زندگی برای سالها دهه ی هفتاد و هشتاد میلادی درست بود اما در دهه ی نود میلادی وضع دگرگون شده بود و می بایستی ما نیز امور خود را باز نگری می کرد یم. در دهه ی نود میلادی خلق کرد در شمال کردستان به پا خواسته بود از کارگر بگیر تا سر مایه دار از دهقان تا مالک به صفوف پیکار ملی ما پیوسته بودند. من در این برهه ضرورت تغیر مشی حزب را در یافته بودم – یعنی در یافتم که ساختار حزب به رفرم نیازدارد. و می بایست حقوق فردی و زندگی خصوصی افراد تامین می گردید. در همان زمان گفتم که گریلا ها ی رزمنده شاید نتوانند اذدواج کنند و شروطی اینگونه را نیز دارا نیستند.اما کادر های سیاسی چنین مشکلی ندارند و باید حقوق فردی آنها را تامین کرد. و به همین سان در نشستهای حزبی اعلام کردم که باید عضویت و عدم عضویت در حزب پ- ک-ک- اختیاری باشد نه اجباری. بر این باور بودم کسی که خواهان است می تواند خدمت کند – اگر در طول مبارزه نا توان گشت و تصمیم به جدا شدن و بریدن از ما گرفت نباید او را خائن نامید- ما باید به حق انتخاب آزادانه ی انسان احترام بگذاریم و او را در رابطه با حزب در جایی دیگر و سمتی دیگر بکار بگیریم.

عبادی : آیا به نظر شما کیش شخصیت پرستی – به احزاب و جریان های سیاسی لطمه وارد نمی کند ؟
عثمان اوجلان : متاسفانه پ- ک-ک- اینگونه نمی اندیشید- الحاق و پیوستن را گرامی می داشت ولی بشدت با بریدن افراد بر خورد می کرد و آنرا خیانت قلمداد می نمود و بریدن کادررا از حزب سزاوار اعدام می دانست.من می گفتم کسی که آزادانه به صفوف مبارزه می پیوندد پس از دو یا سه سال حق دارد از حزب ببرد و نباید با او برخورد شدید بشود – باید عضویت حزب را انعطاف پذیر سازیم که افراد آزادانه به آن به پیوندند و آزادانه نیز از آن جدا شوند. همچنان ضروری ست که سیاست درونی حزب را دمکراتیزه کرده و رهبر را به دیوان خدایی نرسانیم- رهبر یکه به درجه ی الهی برسد از انسان دور می شود و تو بعنوان انسان به آن دسترسی نخواهی داشت. اگر رهبر انسان بماند می توانی او را نقد کنی ..... همچنان سایر اعضا نیز خواهند توانست در تصمییم سازی و سیاستگذاری ها شرکت کنند. چنین مشی برای حزب مناسب بود. با ین نتیجه رسیده بودم که باید اعضای مر کزیت پ- ک-ک در تصمیم گیری شرکت کنند نه تنها رهبرخود تصمیم بگیرد.

عبادی : چه وقت توانستید – آزادانه اندیشه ها ی نهفته ی خود را آشکار کنید؟
عثمان اوجلان : در سال 1993 من بعنوان پروژه رفرم اندیشه های خود را مطرح کردم- متاسفانه رهبریت حزب مرا خطر قلمداد می کرد. سیاست پیشین را بی خطا اعلام کرده و مرا بعنوان مرتد معرفی کردند.حزب پروژه رهبریت مشترک را رد کرد و از حضور یک رهبر دفاع نمود.یعنی فرمان دادن یک رهبر به تنهایی! حزب همچنان رابطه ی همه جانبه را نیز رد نموده و نیروهای امپریالیستی را دشمن اعلام کردند.این طرز فکر کلاسیک چپ بود و رهبری پ-ک-ک- بر آن پای می فشرد. بریدگان از حزب را خائن اعلام کرده و آنها را سزاور اعدام می دیدند و حتی شمار بسیاری از آنها را نیز به قتل رسانیدند.آنها همه ی نیروهای کرد را نا سره می دانستند و تنها خود را سره قلمداد می کردند. یعنی خط ناب تنها نزد پ- ک-ک- بود و بس. در نتیجه در برابرآرمان و امیدهای من موضع گرفتند و سه سال عضویت مرا به تعلیق در آوردند تا سال 95 در زندان بودم . د ر ماه نخست سال 1995 حکم اعدام برایم صادر نمودند که سر انجام در سال 1997 این حکم لغو گردید. پس از اینکه آقای اوجلان را ربودند یواش یواش سران حزب در یافتند که اگر در سال 1993 با طرح پیشنهادی من موافقت می کردند چنین بلای شومی به سر حزب نمی آمد! اگر در آنهنگام این رفرم به اجرا در می آمد توطئه های پیرامون حزب را خنثی می کرد و حلال مشکل حزب و جنبش می شد. بلاخره نتیجه ی این اصرار نا عاقلانه – ربودن رهبری حزب در کنیا بود ؟

عبادی : آیا ربوده عبداله اوجلان در کنیا خلایی جدی برای حزب شما نبود؟
عثمان اوجلان : ربودن رهبری حزب خلا عظیمی ایجاد کرد . آنزمان من سعی کردم که جلو این خلا را گرقته و نقش رهبری را بعهده بگیرم. و از سال 1999 تا سال 2003 سکان جنبش را در دست گرفته و نگذاشتم که جنبش فرو بپاشدو واقعا" هم ما دست آوردهای جنبش رهایی بخش ملی را حفظ کردیم . از نظر نظامی – سیاسی و سازمانی عیلرغم زیانهای وارده توانستیم ساختار حزب را و جنبش را سر پا نگهداریم. در سال 2002 من به رفقای حزبی پیشنهاد کردم که حالا هنگام اجرای رفرم در حزب است . همان زمان هم آقای عبداله اوجلان در زندان مدافعات خود را به نگارش در آورده که این دفاعیات را برای دادگاه حقوق بشر اروپا ارسال گردید-. در حقیقت افکار مثبتی در آن یافت می شدکه من نود درصد آن دفاعیات را تایید می کنم زیرا زمینه ی رفرم دمکراتیک را فراهم می ساخت.

عبادی : نقش تفکرات آپو ( عبداله اوجلان ) را در این تضاد سازمانی چگونه می بینید؟ ایا آپو هم به نظر شما ضد جریانهای سیاسی کردستان است؟
عثمان اوجلان : ما بر این عقیده بودیم که رهبر آپو ایدئولوژی را بنیان گذاشته ونقش او تقش یک ایدئولوگ است . ما نیز ایده های او را به خط مش حزب تبدیل می کردیم. پ-ک-ک- باید رابطه ی همه جانبه ای با احزاب جهانی داشته باشد.ایران دشمن امریکا به حساب می آید. تصور ما براین بود که ایران از جهات گوناگون با امریکا رابطه دارد. پس ما کرد ها چرا باید خود را از چنین روابطی دور نگه داریم ؟ لازم است که روابط دپیلوماتیک ما گسترده باشد. در داخل جنبش کرد نیز ما دشمن نداریم – بلکه با دوستان و برادران خود سرو کار داریم به نظرم باید نیروهای همسوی خود را برادر خطاب کرد و نیروهای دورتر را دوست قلمدادکنیم. همچنین باید این روابط را در شمال و غرب و شرق کردستان بگسترانیم. پ-ک-ک- شایسته است که دربخشی از کردستان ترکیه طرح سیاسی خود را به اجرا در آورد و نباید در دیگر بخشهای کردستان مداخله نماید. و خود را آلترناتیو گروهای بومی آن بخش ها بداند. مبارزه ی هر بخش را به نیروهای بومی آن بخش واگذار نماید.نبایستی پ -ک-ک مداخله گر باشد – او حق دوستی با سایر نیروها دارد نه چیز دیگر. آن حزب حق دارد از نظر سیاسی – فرهنگی و تبلیغاتی کار کند – اما حق ندارد از نظر سازمانی به شیوه ی فعلی در امور مناطق دیگر کردستان مداخله نماید.
پ-ک-ک- باید نیروی رهایی بخش شمال کردستان ترکیه باشد. و در بخشهای دیگر نقش پشتیبانی کننده را ایفا نماید. در این رابطه باید حق آزادانه ی اعضا را برای پیوستن به هر نیروی سیاسی کرد دیگر و هر نوع انتخابی آزاد گذاشت!

عبادی : به نظر شما پ-ک-ک- با نادیده گرفتن جنبش مبارزات سایر نیروهای سیاسی کرد در منطقه نقش سکتاریستی و تفرقه برانگیزی را بازی می کند؟
عثمان اوجلان : حقیقتا" آنزمان من به رفقای خود در حزب می گفتم : رفقای کرد شرق- جنوب- و غرب کردستان باید سازمان ویژه ی خود را بنیاد گذاشته و به شیوه ی مستقل مبارزه کنند. نقش پ-ک-ک- می بایستی یاری رسانیده به آن گروها می بود که این مورد نظر من بود نه هدایت ورهبری آنها . برای اینکار شخصا" اقدام نمودم و در تاسیس حزب راه حل دمکراتیک کردستان ( عراق ) و حزب اتحاد دمکراتیک کردستان ( سوریه ) و حزب زندگی آزاد کردستان ( پژاک ) رل بارزی را ایفا نمودم. زیرا معتقد بودم که اوضاع همه بخشهای کردستان متفاوت از یکدیگر می باشد. در اندیشه هایم بر این ایده پای می فشردم که در آینده باید هر بخش جداگانه خود را اداره نماید و آنگاه که زمینه فراهم شد. می توان سیستم کنفدرالی یا فدرالیسم را مابین این بخش های سازمان یافته به اجرا درآورد. باور من این بود که تنها با این شیوه وحدت ملی ایجاد خواهد شد. در آن صورت پ-ک-ک- نیز حزب منطقه ی بزرگی از کردستان خواهد بود وسازمانی برای همه ی بخش های کردستان. در واقع متد پ- ک-ک مانند متد حزب بعث کشورهای عربی بود. زیرا حزب بعث خود را سازمان همه ی اعراب می پنداشت. و حق مداخله در امور همه ی کشورهای عربی را به خود می داد. پ-ک-ک تا زمانی مشخص توانست مبارزه ی مشترکی را در همه ی بخشهای کردستان به پیش برد اما این حرکت حدی داشت و نمی بایستی از اندازه خارج میشد. این مبارزه مشترک هم حلقه ی گره خوردن نیروهای ملی بخشهای کردستان شده بود. می بایستی برای این پتانسیل برنامه ریزی می کردیم. نه اینکه خود را بدیل و آتترناتیو نیروهای اصیل و بومی بخشهای دیگر بشمار می آوردیم. من در رابطه با نیروهای کرد به دوستی و برادری و هم پیمانی اعتقاد داشتم.

عبادی :شما نظرتان در باره ی آزادی فردی در درون حزب و نقش تشکیلات منسجم و تمایلات داوطلبانه ی اعضا و مشارکت های سیاسی چیست؟
عثمان اوجلان : در مورد حقوق فردی نیز به آزادی انتخاب فرد معتقد بودم وبا این باور رسیده بودم که زمان روحیه فداکاری پاک باخته به سر رسیده است و فرد حق دارد آزادانه مبارزه کند و بعد از سه سال خدمت اجباری در حزب شکل زندگی و مبارزه ی خود را انتخاب نماید. . اگر پ-ک-ک- این رفرم را به اجرا در می آورد صد درد صد از نظر روابط دیپلوماتیک جهانی و روابط ملی پیشرفت چشمگیری داشت. از نظر نظامی نیز در صد د از سر گیری نبرد مسلحانه بود. بارها و بارها به رفقا گفتم که از سال 1992- تا 2002 نیروهای پیشمرگ در کردستان عراق در برابر رژیم بعث یک فشنگ هم شلیک نکردند اما هنگامیکه وقت موعود فرارسید این نیروی عظیم نقش تعین کننده ی خود را بازی کرد. من این مدل را برای پ-ک-ک- مناسب می دانستم. بعد از اینکه رهبر آپو آتش بس یک جانبه را اعلام کرد ما نمی بایستی تهدید جنگ مسلحانه را تکرار می کردیم.بلکه می بایستی ازنظر سیاسی و سازمانی فعالیت خود را گسترش می دادیم. می بایستی نیروی گریلا را به عنوان یک نیروی یدک و ذخیره ( دفاعی ) حفظ می کردیم. در حالیکه رهبری پ-ک-ک- شب و روز تهدید به از سر گیری جنگ می کرد. من مخالف جنگ مسلحانه نبودم اما معتقد بودم که هنوز زمان از سر گیری جنگ فرا نرسیده است. من تا سال 2003 کوشیدم که این پروژی رفرم را به اجرا در آورم.

عبادی : بعد از انشعاب چند تن از شخصیت های درجه اول حزب پ-ک-ک- مانند کانی یلماز – بوتان و بیشک چی و ........– وبه قول خودتان بیش از صد ها تن از سر کردگان و گریلا های زن ومرد از حزب جدا شدند ! آیا بعد از تشکیل( کنگره خلق ) در حزب جناح بندی شده بود؟
عثمان اوجلان : متاسفانه رهبری جناح محافظه کار با این اصلاحات مخالفت کرد. اشخاصی همچون دوران کالکان ( عباس ) که خود ترک است بر ضد این طرح کار کردند . هر گاه حزب خواسته است تحولی درمبارزه ی خود ایجاد کند شخص نامبرده آنراسد کرده است.
دوران کلکان یک سوسیالیست استالینیست است . پیروان خط چپ کلاسیک در مقابل ما ایستادند در واقع اینک پ-ک-ک- به دو خط محافظه کار و رفرمیست یا ( دمکرات )تقسیم شده بود. دوسال تمام ما به مصاف همدیگر رفتیم . دوران کلکان به بهانه ی اینکه گویا عثمان اوجلان می خواهد سازمان ما از هم بپاشد – با من در گیر شد. آنان تبلیغات زهر آگینی را بر علیه من راه انداختند و در زندان آقای عبداله اوجلان را بر ضد من تحریک کردند. گویا ایشان گفته بودند که عثمان پ-ک-ک را تصفیه می کند به این ترتیب جلو جنبش رفرم دمکراتیک درون پ-ک-ک- را گرفتند. و نگذاشتند که ما طرحهایمان را به اجرا در آوریم و از فرو پاشی حزب جلوگیری نماییم. اینان در دومین ماه سال 2004 با یک کودتای نظامی خط سوسیالستهای استالینیستی را بر حزب چیره ساخته و همه ی نهاد های جنبش دمکراتیک را بدست گرفتند. و با این کودتا ما را راندند و هیچ مکانیسم سازمانی را در دست ما باقی نگذاشتند. جز اینکه نا چار شدیم از حزب ببریم.یعنی می توان گفت هنگامیکه هیچ امیدی برای اصلاحات داخلی نماند ما از حزب جدا شدیم . و تا حالا امدت 2 سال می شود که از حزب بریده ایم.

عبادی : کادر های بریده از حزب چند نفر بودند ؟ آیا فکر می کنید بعد ازتحولات جدید خاور میانه یک نوع تفکر مکتبی یا مذهبی می تواند هدایت کننده ی یک حزب باشد؟
عثمان اوجلان : 18 نفر از اعضای کمیته ی مرکزی و شمار بیشتری هم از کادر های رد های پایین که از همان اوایل حنبش در صفوف مبارزه جای گرفته بودند. کادرهای قدیمی هم بودند که شمارشان به 40 نفر می رسید. در کل شمار ما بیش از 100 نفر در آنزمان بود. اما سطح همه ی کادر های انشعابی همانند نبود. از نظر فکری ما باهم اختلاف داشتیم. من معتقد بودم که رهبر آپو شخصیتی ست که به انقلاب کردستان خدمت کرده است. واقعا" هم رهبر انقلاب رستاخیز کرد بود. انقلابی که بزعم و اعتراف دوست و دشمن یک انقلاب پیروزمند و فرخنده بوده است. در حقیقت پیکار آپو خلق کردستان را از گورستان رها کرد و زننده نمود.رهبر آپو همانند مسعود بارزانی – جلال طالبانی و شادروان قاسملو یک رهبربزرگ کرداست. رهبران کم و بیش درستی و خطا داشته اند.رهبر آپو هم ازاین قاعده مستثنی نیست.درست مانند یک رهبر کرد که خطاها و خدمات همسان دارد و باید با یک دید منضفانه به او بنگریم.
بهر روی بعضی از رفقا معتقد بودند که باید صد در صد بر علیه آپو کار کنیم. من با این فکر مخالف بودم. پ-ک-ک- در مدت 30 سال مبارزه ی خود خدمات بسیاری انجام داده است. اما خطا هم دارد. ما حق داریم که خطا های آن حزب را نقدکنیم. اما ما حق نداریم با آن حزب دشمنی بورزیم. من آماده ام که از رهبرآپو مانند یک رهبر انتقاد کنم 1 من با او خصومت نخواهم کرد بلکه او را نقد می کنم . در مورد پ-ک-ک- هم گفتم که من متقد آن هستم و با آن نیز دشمنی نخواهم کرد. متاسفانه دیگر رفقای ما بر خصومت با آپو و پ-ک-ک- اصرار می ورزید ند.تاریخ پ-ک-ک- نمونه ای بسیاری را شاهد بوده است. انشعابیون و خصومتگرایان آن حزب در رد ه ی بلا 6 نفرند که توانسته اند مشی خود را ادامه دهند.و پس از آن شاید پراکنده شوند . بعد از این اختلافات – من راهم را از رفقای بریده از حزب جدا کردم و اکنون به صورت مستقل مبارزه ام را ادامه می دهم.

عبادی : آیا اقدام به تاسیس حزب یا سازمان تازه ای کرده اید یا خیر ؟
عثمان اوجلان : نخیر ... در کردستان ترکیه احزاب بسیاری وجود دارد از احزاب اسلامی تا چپ سوسیایست و احزاب دمکرات و ......که هر گروه در صفوف میارزه ی ملی نقشی به عهده گرفته است. در این برهه ایجاد حزب تازه هیچ دردی را دوا نخواهد کرد بلکه یک خط مشی سالم ملی دررهبری کردن مبارزه پیروزمند تر است. من می خواهم برای حل مسئله ی کرد در شمال کردستان کار کنم. صحنه ی فعالیت سیاسی من کردستان شمالی ست- اما برای پیش برد اهداف ملی در خدمت همه ی سازمان های کرد در همه ی بخش های کردستان خواهم بود.من فعالیتی فراگیر را آغاز نموده ام. میدان مانور من گسترده است همانند یک گروه فعالیت می کنم اما حزب نیستم و به عنوان یک شخصیت ملی پبکار می نمایم. نه یک شخصیت وابسته به یک حزب. البته هر چند صحنه ی فعالیت سیاسی من شمال کردستان ( تر کیه )