صفحه اول  | اخبار  | مقالات  | اسناد  | ارتباط با ما  | کردی

 

 

.:: مقالات ::.

آ‌‌نومی‌ جنبش دانشجویی

تاریخ: 16/3/1385 ، نویسنده :   جمیل احمدی‌

سایت اینترنتی‌ "بازتاب" كه‌ متعلق است به‌ محسن رضایی‌، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ 28 ام اردیبهشت ماه‌ سال جاری‌ گفتگویی‌ ترتیب داده‌ است با محسن رضایی‌ و آ‌نرا زیر عنوان " تحول بنیادی‌ در دستگاه‌ اطلاعاتی‌ كشور ضروری‌ است" انتشار داده‌ است.
ضرورت بررسی‌ و توضیح بعضی‌ از نكات مندرج در این گفتگو نگارنده‌ را در بر آ‌ن داشت تا نكاتی‌ چند در این رابطه را برشته‌ تحریر درآ‌ورد، مندرجاتی‌ كه‌ اگر در پازل مطروح در طی‌ چند ماهه‌ اخیر قرار دهیم گویای‌ مجموعه‌ مواردی‌ است كه‌ خبر از طرح سناریویی‌ از پیش طراحی‌شده‌ از جانب حاكمان اسلامی‌ می‌دهد.
اگر چه‌ رضایی‌ اشاره‌ایی‌ گـذرا به‌ موضوعات دارد، اما طرح تجدیدنظر در سیستم اطلاعاتی‌ و ربط و بسط دادن آ‌ن با مجموعه‌ی‌ نارامی‌های‌ یكی‌ دو سال اخیر مناطق مختلف ایران و اشاراتی‌ تلویحی‌ به‌ ملیتهای‌ ایرانی‌، گویای‌ زوایایی‌ از پروژه‌ی‌ اخیر جمهوری‌ اسلامی‌ است كه‌ در مقابله‌ با نارضاتیی‌های‌ داخلی‌ و رویارویی‌ و برخورد با دنیای‌ غرب در راستای‌ موضوعات اتمی‌، حقوق بشر و حمایت از تروریسم می‌باشد.

گفته‌های‌ رضایی‌ حاوی‌ نكاتی‌ است كه‌ دو سوال اساسی‌ را در ذهن مخاطب به‌ وجود می‌آ‌ورد:
نخست: چگونه‌ است كه‌ رضایی‌ بر لزوم انحلال وزارت اطلاعات تأكید و ضرورت شكل گیری‌ سازمان اطلاعات از كل نهادهای‌ امنیتی‌ رژیم و تحت الامر قرارگرفتن این سازمان به‌ توسط رهبری‌ پافشاری‌ می‌كند؟
دوم: هدف از نسبت دادن حوادث و ناآ‌رامی‌های‌ اخیر مناطق عرب، كُرد، آ‌ذری‌ و بلوچنشین به‌ مبارزات حق طلبانه‌ی‌ ملیتهای‌ ایرانی‌ و تأكید بر لزوم سركوب بیشتر چیست؟

سوال اول: چگونه‌ است كه‌ محسن رضایی‌ بر لزوم انحلال وزارت اطلاعات تأكید و ضرورت شكلگیری‌ سازمان اطلاعات از كل نهادهای‌ امنیتی‌ رژیم و تحتالامر قرارگرفتن این سازمان به‌ توسط رهبری‌ پافشاری‌ می‌كند؟
برای‌ روشنتر شدن این مسئله‌ لازم است كمی‌ به‌ گـذشته‌ برگردیم و اندكی‌ به‌ حافظه‌ی‌ خود رجوع كنیم، سال 1378 مقارن است با وقوع و افشای‌ قتلهای‌ زنجیره‌ای‌، در آ‌ن زمان به‌ دلیل فشارهایی‌ كه‌ از جانب افكار عمومی‌ و خصوصاً جامعه‌ی‌ روشنفكری‌ و دانشجویی‌ بر دولت اصلاحات آ‌مد، دولت خاتمی‌ مجبور به‌ قبول مسئولیت گردید و در طی‌ آ‌ن رشته‌ سر نخهایی‌ را در وزارت اطلاعات مشخص كرد كه‌ به‌ اقدام عملی‌ در قتلهای‌ زنجیره‌ای‌ اعتراف نمودند، اگر چه‌ این تحقیقات و افشاگریها در حد همان عاملان درجه‌ چندم این جنایات باقی‌ مانده‌ و هیچگاه‌ مهره‌های‌ اصلی‌ (عالیجنابان*) را دربر نگرفت.
در جریان این افشاگری‌ و رسوای بود كه‌ بخشهایی‌ از سیستم اطلاعاتی‌ رژیم مورد پرسش قرار گرفت و قسمتی‌ از كارهای‌ فراقانونی‌ و به‌ اصطلاح خودسرانه‌ی‌ آ‌ن محدود و بر لزوم پاسخگویی‌ هر چه‌ بیشتر این وزارتخانه‌ به‌ نمایندگان ملت صحه‌ گـذاشته‌ شد. در این حین حاكمیت با درخطردیدن ابزارهای‌ جاسوسی‌ و سركوب خود و با وجود ناراضی‌ بودن اولیه‌ای‌ كه‌ بخش بزرگی‌ از نظام در امر تبدیل سازمان اطلاعات به‌ وزارت اطلاعات داشت، آ‌نگونه‌ كه‌ محسن رضایی‌ نیز بدان اشاره‌ می‌كند كه‌ "به‌رغم این كه‌ حضرت امام در ابتدا با تشكیل وزارت اطلاعات مخالف بود، به‌ دلیل اصرار برخی‌ مسئولان وقت دولت ]دولت موسوی‌[ و فضاسازی‌ انجام شده‌ در مجلس وقت، این اقدام انجام شد." دست به‌ طرح و شروع به‌ اجرای‌ پروژه‌ای‌ نمودند تا در سایه‌ی‌ آ‌ن وزارت اطلاعات را منحل و سازمانی‌ اطلاعاتی‌ كه‌ تمامی‌ بخشهای‌ اطلاعاتی‌ و امنیتی‌ نظام را در بر گرفته‌ و تحت لوای‌ دستورات ولایت فقیه‌ درآ‌ورد. البته‌ این امر به‌ دلیل شرایط خاص آ‌ن سالها نتوانست جنبه‌ی‌ عملی‌ پیدا كند، به‌ همین دلیل تشكیل سازمان در قالب قانونی‌! و در نمودی‌ ظاهری‌ مسكوت ماند. اما از همان سال 1378 اقدام به‌ تأسیس سازمانهای‌ امنیتی‌ و اطلاعاتی‌ موازی‌ با وزارت اطلاعات كردند.
آ‌نگونه‌ كه‌ جواد مظفر، عضو شورای‌ مركزی‌ دفاع از آ‌زادی‌ مطبوعات اشاره‌ می‌كند: "اقتداگرایان دست به‌ ایجاد تشكیلات امنیتی‌ موازی‌ زدند و كارهایی‌ كه‌ از سال 1378 به‌ بعد شاهد بودیم به‌ تدریج و به‌ویژه‌ در دوره‌ دوم ریاست جمهوری‌ خاتمی‌ بیشتر شد." (ایسنا)
با بر سركار آ‌مدن مجلس تقریباً یكدست هفتم و بركرسی‌ نشستن احمدی‌نژاد به‌ عنوان ریاست جمهوری‌ اسلامی‌ شرایط بیشتر از پیش برای‌ طرح مسئله‌ مهیا گشت، در این گیرودار بود كه‌ دولت احمدی‌نژاد در سال 1384 لایحه‌ای‌ را تحت عنوان "لایحه‌ی‌ الحاق مواردی‌ به‌ قانون تأسیس وزارت اطلاعات" به‌ مجلس برد كه‌ البته‌ به‌ دلایلی‌ كه‌ ذكر آ‌ن در نوشتار نمی‌گنجد این امر محقق نشد و لایحه‌ی‌ مذكور به‌ تصویب مجلس نرسید.
با نگاهی‌ به‌ وقایع و ناآ‌رامی‌های‌ اخیر در مناطق مختلف ایران كه‌ تقریباً از زمان شروع مبارزات انتخاباتی‌ دور نهم ریاست جمهوری‌ نمود علنی‌ یافت و مقارن بود با اواخر دوره‌ی‌ دوم ریاست جمهوری‌ خاتمی‌، جناح اقتدارگرای‌ رژیم اسلامی‌ دست به‌ طرح و اجرای‌ رشته‌ ناآ‌رامی‌هایی‌ زد تا بتواند از این رهگـذر به‌ مجموعه‌ منافعی‌ دست یازد، ناآ‌رامی‌ها با انفجارهای‌ خوزستان و در مقطعی‌ شروع شد كه‌ جو انتخاباتی‌ در اوج خود بود. هدف كوتاه‌مدت این واقعه‌ می‌توانست خارجساختن رقیب انتخاباتی‌ باشد، اگر چه‌ می‌توان گفت كه‌ بخش كوچكی‌ از مسئله‌ در این حول‌وحوش دور می‌زند و قضیه به‌ این جزْ ختم نمی‌گشت.
با به‌ همسایگی‌ درآ‌مدن شیطان بزرگ و طرح قضیه‌ی‌ اتمی‌ و قرارگرفتن در اوج بحران و تقابل لفظی‌ طرفین، لزوم پی‌گیری‌ و اجرای‌ طرح "سازمان اطلاعات" بیش از پیش احساس می‌شد، آ‌مریكا ایران را یكی‌ از محورهای‌ سه‌گانه‌ی‌ شرارت و پناهگاه‌ اصلی‌ تروریسم جهانی‌ خوانده‌ بود و زمزمه‌هایی‌ از تغییر رژیم از جانب آ‌مریكا به‌ گوش می‌رسید. در نگاهی‌ به‌ روی‌ دیگر سكه‌، نارضایتی‌هایی‌ مردمی‌ در داخل كشور و البته‌ مبحث ملیتهای‌ ایرانی‌ به‌ عنوان جبهه‌ای‌ منسجم و صاحب برنامه‌ به‌ عنوان تهدید و آ‌لترناتیوی‌ مقتدر جلوگر بود. مطرح شدن بحث فدرالیزه‌نمودن ایران و تغییر دمكراتیك نظام سیاسی‌، توجه‌ بیشتری‌ را از جانب جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ این قضیه مبذول داشته‌ بود كه‌ با قرارگرفتن در شرایط جدید سعی‌ در نجات خود از منجلاب سقوط با توسل به‌ تشدید بار امنیتی‌ دارد. در چنین شرایطی‌ به‌ دلیل پیچیده‌شدن شرایط، جمهوری‌ اسلامی‌ تصمیم گرفت موضوع امنیتی‌ را به‌ صورت چند منظوره‌ و همزمان با طرح وابستگی‌ مخالفین و تهدید دول غربی‌ پیگیری‌ نماید.
سوال دوم: هدف از نسبت دادن حوادث و ناآ‌رامی‌های‌ اخیر مناطق عرب، كُرد، آ‌ذری‌ و بلوچنشین به‌ مبارزات حق طلبانه‌ی‌ ملیتهای‌ ایرانی‌ و لزوم سركوب بیشتر چیست؟
تولد نظام اسلامی‌ و تصاحب دستاوردهای‌ انقلاب 57 به‌ وسیله‌ی‌ ارتجاعیون مقارن است با مبارزات حق طلبانه‌ و ضدارتجاعی‌ مردم ایران، خصوصاً ملیتهای‌ ایرانی‌ كه‌ بطور اخص می‌توان به‌ مبارزات مردم كردستان اشاره‌ داشت كه‌ به‌ وسعت عملی‌ بخش غربی‌ ایران و برای‌ بدست آ‌وردن ارزشهایی‌ دمكراتیك برای‌ كل مردم ایران بوده‌ است.
با فروپاشی‌ بلوك شرق و افول نظام سوسیالیستی‌ و تغییر نظم دو قطبی‌ جهان و تثبیت اقتدار قطب سرمایه‌داری‌ به‌ عنوان یكه‌تاز میدان سیاسی‌ جهان و در نتیجه‌ این اضمحلال مطرح شدن بحث حقوق ملی‌ و توسعه‌ی‌ آ‌ن خصوصاً در منطقه‌ی‌ خاورمیانه‌، بیداری‌ ملی‌ در سایر ملیتهای‌ ایرانی‌ (عرب، آ‌ذری‌، بلوچ، تركمن) به‌ حدی‌ از رشد رسیده‌ بود كه‌ موجب شد این ملیتها بر مبارزات پی‌گیرانه‌ و عملی‌تری‌ برای‌ احقاق حقوق خود دست زده‌ و در قالب احزاب سیاسی‌ با تفكری‌ نوین به‌ میدان مبارزه‌ قدم بگـذارند. در این میان تغییر شعار حزب دمكرات كردستان ایران در كنگره‌ سیزده‌هم این حزب از خودمختاری‌ به‌ فدرالیسم با توجه‌ به‌ درك شرایط نوین باعث شد در كنار دیگر عوامل موجود در صحنه‌ی‌ سیاسی‌ جهانی‌ و منطقه‌ای‌ بر سرعت و جدی‌ترشدن این موضوع ارزشی‌ چندین برابر ببخشد و البته‌ شاهد بودیم كه‌ اوجگیری‌ این مسئله‌ در قالب اتحادی‌ به‌ نام "كنگره‌ی‌ ملیتهای‌ ایران فدرال" تجلی‌ یافت و بحثهایی‌ جدی‌ را در میان موافقین و مخالفین سیستم فدرال شدت بخشید.
در این میان جمهوری‌ اسلامی‌ كه‌ از هر لحاظ در انزوای‌ جهانی‌ و درونی‌ قرار دارد با مطرح شدن بحث مبارزت ملیتها در قالبی‌ نوین و در افقی‌ نویدبخش تصمیم گرفت خود را برای‌ هر چه‌ سریعتر به‌اجرا درآ‌وردن مذكور آ‌ماده‌ سازد و البته‌ طرح بحران و نسبت دادن آ‌ن به‌ فعالین ملیتهای‌ مختلف ایرانی‌ در صورت عملی‌شدن می‌تواند همزمان چندین دستاورد مهم را متوجه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ گردانند.

الف) درخطر قرارگرفتن مبحث امنیت
با توجه‌ به‌ شرایطی‌ كه‌ در نتیجه‌ی‌ جنط در عراق و نفوذ تروریسم در این كشور داشته‌ است و البته‌ انفجار و كشتار روزانه‌ در این كشور و بهره‌برداری‌ صدا‌وسیمای‌ از این موضوع، انفجارهای‌ مذكور این هدف را پی‌گیری‌ می‌كند كه‌ به‌ اذهان عمومی‌ بقبولاند، در صورت درخطر قرارگرفتن جمهوری‌ اسلامی‌ و تضعیف دولت اسلامی‌، ایران نیز همچون عراق به‌ جولانگاه‌ تروریستان تبدیل خواهد شد و انفجارها و كشت‌وكشتارهای‌ مشابه‌ی‌ اتفاق خواهد افتاد. از این منظر طراحان این مسئله‌ سعی‌ در تشویش اذهان عمومی‌ و آ‌مادگی‌ مردم برای‌ رضایت دادن به‌ بقای‌ نظام و ترجیح بد بر بدتر را دارند.

ب) در خطر قرارگرفتن یكپارچگی‌ ارضی‌ ایران
برای‌ سركوب ندای‌ حق طلبانه‌ی‌ ملیتهای‌ ایرانی‌ و برای‌ جلوگیری‌ ازهماهنگ شدن صدای‌ مخالفین از طیفهای‌ مختلف با یان جنبش سراسری‌ رژیم با مهیا دیدن افكار شوینیستی‌ سعی‌ دارد تا با مانور در این عرصه‌ بخشی‌ از متعصبین و در عین حال مخالف نظام را با خود هم داستان نموده‌ (كه‌ البته‌ تا اندازه‌ای‌ هم موفق شده‌است) و رابطه‌ی‌ مستقیمی‌ را بین مبارزات ملیتهای‌ ایرانی‌ ـ تجزیه‌ ایران و فروپاشی‌ نظام برقرار نموده‌ و افكار شوینیستی‌ را خصوصاً در میان ملیت فارس عمومیت بخشید كه‌ به‌ دلیل دارابودن شرایط ویژه‌ در نظام سیاسی‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ فعلی‌ اتفاقاً مستعد لغزش هم می‌باشد، تا از این طریق صدای‌ مخالفین را پراكنده‌ و یكدل و یكدستی‌ احتمالی‌ برای‌ مقابله‌ با نظام دور گرداند.

ج) سركوب فعالین سیاسی‌ مخالف نظام، خصوصاً ملیتهای‌ ایرانی‌
در حالیكه‌ رژیم جمهوری‌ اسلامی‌ بیش از پیش مورد خشم و نارضایتی‌ مردم و مخالفین قرار گرفته‌ است و اپوزیسیون خارج نظام در مقایسه‌ با گـذشته‌ انسجامی‌ نسبی‌ را یافته‌ است، مطالبات مردم خصوصاً مطالبات ملیتهای‌ ایران، قوام و انسجام بیشتری‌ پـذیرفته‌ است و به‌ نوعی‌ می‌توان احزاب ملیتهای‌ ایرانی‌ را منسجمترین اپوزیسیون حاكمیت اسلامی‌ به‌ شمار آ‌ورد. حاكمان اسلامی‌ بنا به‌ تهدیدی‌ كه‌ از این جانب متوجه‌ پایه‌های‌ سُست نظام خود می‌دانند سعی‌ در مخدوش كردن مبارزات این احزاب داشته‌ و تحت توجیهات صوری‌ خود در قالب سناریویی‌ كه‌ در پیش گرفته‌اند می‌خواهند برچسپ ترور به‌ این مبارزین زده‌ و آ‌نها را تحت لوای‌ این ترفند از نظر مردم منزوی‌ ساخته‌ و از سوی‌ دیگر مبارزین و دگراندیشان داخلی‌ را تحت همین عناوین به‌ پای‌ چوبه‌های‌ اعدام و محكومیتهای‌ بلندمدت كشانده‌ و صدای‌ مخالفین را با توسل به‌ عدم امنیت و ارتباط به‌ دول خارجی‌ وادار به‌ سكوت نمایند.

د) انسجام قوا برای‌ مقابله‌ احتمالی‌ با غرب
مناقشات بر سر بحران اتمی‌، در حساسترین شرایط خود چنان فضایی‌ از گمانزنی‌ را پیش آ‌ورده‌ كه‌ احتمال وقوع برخورد نظامی‌ میان غرب و دولت اسلامی‌ را بیش از هر زمان دیگری‌ قوت بخشیده‌ است. رژیم اسلامی‌ با توجه‌ به‌ تعمدهایی‌ كه‌ بحرانی‌تركردن مسئله‌ به‌ خرج می‌دهد سعی‌ دارد تا به‌ گمان خویش بیشترین استفاده‌ را برای‌ بقاْ خود از شرایط موجود داشته‌ باشد. كه‌ بیم آ‌ن نیز می‌رود در صورت خلاصه‌شدن موضوع به‌ حل مسئله‌ی‌ اتمی‌ از جانب غرب و كشدار نمودن قضیه، مسئله‌ دمكراسی‌خواهی‌ و حقوق بشر تحت الشعاع قرار گرفته‌ و نهایتاً اقشار مردم ایران مضرور میدان شوند.

در یك جمعبندی‌ كلی‌ می‌توان گفت كه‌ سخنان رضایی‌ در راستای‌ تكمیل پروژه‌ای‌ است كه‌ دیرزمانی‌ است جمهوری‌ اسلامی‌ در پی‌ به‌اجردر آ‌وردن آ‌ن است و در این راستا به‌ عنوان یك هدف كلی‌ سعی‌ در بقای‌ نظام از طریق سركوب داخلی‌ و البته‌ رویارویی‌ و یا مماشات خارجی‌ خواهد بود. این پروژه‌ در افقی‌ دوردست می‌تواند ضمن برآ‌وردن سركوب و خفقان داخلی‌ در جهت محقق ساختن حذف جمهوریت بسی‌ نظام و استقرار رویای‌ حاكمیت اسلامی‌ عمل كند؟! اما سوال اساسی‌ اینجاست كه‌ افق دوردست نظام تا چه‌ حد قابل روئیت است و دوام سركوب تا چه‌ اندازه‌ پایدار؟
آ‌یا دوردست نظام به‌ سرابی‌ نمی‌ماند و رویاها به‌ كابوس مبدل نخواهند گشت؟

 

.:: این صفحه را برای دوستان خود بفرستید ::.

 

آدرس ایمیل فرستنده :

 

آدرس ایمیل گیرنده : 

 

 

 صفحه اول  | اخبار  | مقالات  | اسناد  | ارتباط با ما  | کردی

اتحادیه دانشجویان دمکرات کردستان ایران - 1383

تاریخ: جمعه، ۱آذر 1387 خورشیدی؛ ۲۱نوامبر 2008 میلادی